پژوهه » مشکلات دانشجویان در انتخاب موضوع پژوهش
مشکلات دانشجویان در انتخاب موضوع پژوهش

به قلم دکتر بهرام پور:

انگیزه اصلی نوشتن این‌ مقاله‌ به‌ چند ماه قبل بـر مـی‌گردد کـه در جلسات متعددی‌ تعدادی از دوستان دانشجوی رشته‌ ارتباطات در مقطع کارشناسی‌ ارشد (شامل دانشجویان دانشکده علوم‌ اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی و دانـشگاه آزاد اسلامی واحد مرکز)برای‌ انتخاب موضوع‌ پایان‌نامه تحصیلی‌شان به‌ مرکز مطالعات‌ و تحقیقات رسانه‌ها مراجعه کرده و همگی عـلاقه‌مند بودند که‌ درباره تیترهای نـشریات مـختلف کار کنند. هر یک از آنها دغدغه‌ها و مسائل خاص‌ خود را داشت.اما آنچه که به نظر می‌رسید برای همه آنها مسأله اصلی‌ محسوب‌ شود،انتخاب موضوعی صحیح درباره‌ «تیترهای نشریات»بوده است.به عبارت‌ دیگر،همه از یک سو می‌دانستند درباره‌ چه چیزی می‌خواهند تـحقیق کنند و از سوی دیگر به معنای دقیق کلمه‌ نمی‌دانستند چه کار باید بکنند.یکی‌ می‌خواست به«تحلیل محتوای تیترهای‌ نشریات»بپردازد،یکی در‌ فکر«برجسته‌ سازی‌ در نیم صفحه اول نشریات»بود و دیگری می‌گفت که به خاطر علاقه و تخصصی که دارد می‌خواهد هم از نظر محتوایی و هم از نظر صـفحه‌آرایی و گـرافیکی«تیترهای نشریات»را بررسی کند و نفر آخر بر‌ این‌ نکته تأکید داشت که‌ می‌خواهد به«بررسی مقایسه‌ای تیترهای‌ اول و تیترهای دو و سه نشریات»بپردازد و آنها را از نظر محتوا و مضمون و جهت‌گیری بررسی کند.سرانجام بعد از بحث‌های نسبتا طولانی که بـا‌ هـریک‌ از آنها داشتم،تصمیم گرفتم جلسه‌ای مشترک‌ با حضور همه آنها برگزار شود که البته این‌ امر میسر نشد.ولی برآیند جلسات‌ مختلف با هر یک از این دانشجویان این‌ بود که اولا،آنها در انتخاب موضوع‌ پایان‌نامه‌شان‌ دچار‌ مـشکل‌ هـستند و نمی‌توانند مشخص نمایند دقیقا‌ چه‌ چیزی‌ را‌ می‌خواهند بررسی کنند.از این رو مسأله به طور دقیق برای آنها روشن و آشکار نبود.ثانیا،برخی از آنها فقط اسمی‌ از تحدید موضوع تحقیق،شنیده بودند‌ اما قادر‌ به‌ تحدید مـوضوع خـود نـبودند (بگذریم از اینکه دو نفر‌ از‌ آنها اظهار می‌داشتند کـه حـتی عـبارت تحدید موضوع‌ تحقیق را نشنیده‌اند!)ثالثا به‌هیچ‌وجه به‌ عملی بودن یا نبودن موضوع خود فکر نکرده بودند،رابعا،اطلاعات ناقص‌ وی‌ ا آشفتگی‌ ذهنی آنها سبب شده بود کـه‌ ندانند اصـل کـار خود را‌ از کجا آغاز کنند و خامسا….

به هر حال توضیحاتی بـه آنـها داده شد و با کمک‌هایی که به عمل آمد‌ به‌ توافق‌ رسیدیم‌ که هریک از آنها از کجا کارش را آغاز کند و دقیقا‌ به‌ بـررسی چـه چـیزی‌ بپردازند.بعد از آن جلسات،بر آن شدم تا برای آنهایی که در موقعیت مشابه این‌ دانشجویان قرار‌ دارنـد،نکاتی‌ را‌ صرفا برای‌ یادآوری بنویسم تا شاید کمکی هرچند اندک در انتخاب موضوع تحقیق و پایان‌نامه‌شان‌ باشد.بدیهی‌ است‌ مطالبی‌ که در ادامه می‌آید فقط بـرخی از مـهم‌ترین‌ مسائل در زمـینه انتخاب موضوع تحقیق‌ است و علاقه‌مندان‌ برای‌ آگاهی بیشتر باید به منابع مربوط مـراجعه کنند.

برای ایـنکه بحث،روال منطقی داشته‌ باشد و در عین‌ حال‌ از مثال‌هایی هم برای‌ عینی‌تر شدن مسأله و موضوع مورد بررسی استفاده کرده باشیم،ابتدا مـطالب‌ نظری‌ را‌ مـطرح‌ مـی‌کنیم و سپس با استفاده‌ از مثال‌هایی در ارتباط با تحقیق درباره‌ «تیترهای روزنامه‌ها و نشریات»مقاله‌ را پی‌ مـی‌گیریم و در پایـان چـند نمونهء صحیح‌ و درست از موضوعات تحقیقی که در گذشته‌ با‌ حمایت‌ مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها انـجام شـده‌اند،برای‌ @موضوع تـحقیق برگرفته از پرسش آغازین و یا سؤال اصلی‌ تحقیق‌ است‌ که محقق در صدد بررسی آن است.

@اصولا هر تحقیقی بـا یـک پرسش‌ آغازی‌ شروع‌ شده و در حین‌ انجام کار جرح و تعدیل می‌شود و صورت نهایی پیدا مـی‌کند. آگاهی بـیشتر‌ در‌ ایـن‌ زمینه می‌آید.

انتخاب موضوع تحقیق و پرسش آغازی

قبل از آن که به موضوع‌ تحقیق‌ و پرسش آغازین بپردازیم و رابطه و جایگاه‌ آن دو را در تـحقیق و فـرآیندهای آن مدنظر قرار دهیم،ضروری‌ است‌ که ابتدا توضیحی درباره«عنوان»تحقیق داده شود تا«عنوان»و«موضوع»تحقیق ییکی‌ پنداشته نشود.موضوع تحقیق برگرفته از پرسش آغـازین و یـا‌ سـؤال اصلی تحقیق‌ است که محقق در صدد‌ بررسی‌ آن‌ است، اما«عناوین»تحقیق،کلی و تاحدودی‌ ناروشن هستند که محقق معمولا‌ در‌ پایان‌ تحقیق بـرای نـام تحقیق خود بر می‌گزیند. عناوین تحقیق به تنهایی به جز اطلاعات‌ کلی،آگاهی‌ دقیقی‌ بـه خـواننده و مـخاطب‌ تحقیق نمی‌دهد،از‌ این‌ رو عناوین‌ تحقیق‌ کارکردی‌ جدای‌ از کارکرد موضوع تحقیق‌ بر عهده دارند.بنابراین‌ منظور‌ این مقاله از «موضوع»تحقیق،به هـیچ‌وجه«عنوان» تحقیق نـیست.اما«موضوع»تحقیق بـا پرسش آغازین و یا سؤال اصلی تحقیق‌ ارتباطی‌ معنی‌دار‌ و ربطی وثیق دارد.بدین‌ معن یکه هر‌ مـوضوع تـحقیقی معمولا برآمده از‌ پرسش‌ آغازینی است که برای‌ محقق بوجود‌ آمده‌ و وی در صدد بررسی‌ آن برمی‌آید.به عبارت صحیح‌تر،موضوع‌ تحقیق،صورت اصلاح شده و کـارشناسی‌ شده پرسـش‌ آغازین‌ تحقیق است.اصولا هر تحقیقی با یک‌ پرسش‌ آغازی‌ شروع‌ شده و در‌ حین‌ انجام کـار جـرح و تعدیل‌ می‌شود‌ و صورت نهایی پیدا می‌کند.این‌ فرآیند دقیقا بـرای مـوضوع تـحقیق نیز صادق است.و یا به عبارتی،«پرسش‌ آغازی‌ هر‌ تـحقیقی هـمان موضوع تحقیق‌ است»(جان بست،۱۷۳۱،ص ۱۵).به‌ همین‌ جهت‌ در ادامه‌ مقاله‌ حاضر،صفات‌ و‌ خصوصیاتی که برای توصیف‌ یـک‌ موضوع تـحقیق ذکر می‌گردد،به کلی برای‌ پرسش آغـازین تـحقیق نیر صـادق اسـت و بالعکس.

خصوصیات یـک موضوع تحقیق(و پرسش‌ آغازی‌ صحیح)

محققان و دانشجویان همیشه‌ نمی‌توانند انـچه را‌ کـه‌ می‌خواهند‌ بررسی‌ کنند،به‌ آسانی‌ و به روشنی‌ تدوین‌ کنند. آنها اغلب ممکن است تصوری نـسبتا کـلی، پراکنده و حتی مبهم درباره مسأله داشته‌ باشند کـه این امر‌ خود‌ نـیز‌ نـاشی از طبیعت‌ پیچیده پژوهش‌های علمی است.آنها بـه‌ دلیل‌ تـصور‌ کلی‌ و پراکنده‌ای‌ که‌ از مسأله‌های مورد بررسی دارند،غالبا فکر می‌کنند که مسأله تحقیق‌شان دشوار و یـا حتی انـجام نشدنی است.ازاین‌رو باید تأکید کرد کـه یـکی از مـشکل‌ترین مراحل‌ طرح تحقیق کـه بـه‌ویژه برای اخذ درجه‌ تحصیلی‌ بـه کـار می‌رود،انتخاب موضوع و مسأله مناسب است(جان بست،۱۷۳۱، صص ۲۵-۱۵).معمولا محققان کم تجربه‌ و دانشجویان موضوعی را انتخاب‌ می‌کنند کـه دامـنه وسیعی دارد.این امر احتمالا به درک کمتر آنـ‌ها از طـبیعت‌ تحقیق و مراحل سـیستماتیک‌ حـل‌ مـسأله‌ و یا به دلیل اشـتیاق فراوان اما ناپخته آنها به حل سریع و فوری که موضوع مهم‌ بر می‌گردد.به قول جان بست،آنها کـه کـار آزموده‌ترند و تجربیاتی در این زمینه‌ دارند،می‌دانند که تحقیق‌ اغـلب‌ خـسته‌ کننده،«به گـونهء مـلال‌آوری کـند و به ندرت‌ چشم‌گیر اسـت»(جان بست،۱۷۳۱*ص‌ ۲۵).

در پاسـخ به این پرسش که یک‌ موضوع خوب چیست و چگونه باید بیان‌ شود؟فرد.ان.کرلینجر می‌گوید «آسان‌ترین روش‌ و بهترین روش»در طرح‌ یک مـسأله و مـوضوع‌ تـحقیق،بیان آن به‌ شکل یک پرسش آغازی است(کرلینجر، ۴۷۳۱،ص ۲۴).

وی می‌افزاید مـحقق بـرجسته«هرلاک» برای ایـن کـه مـوضوع مـورد بررسی خود را به درستی طرح کند،آن را به صورت‌ پرسشی‌ به‌ شرح زیر مطرح کرده‌ است: تأثیر‌ انواع مختلف مشوقها بر عملکرد دانش‌آموزان چیست؟بنابراین موضوع و مس؟له تحقیق یک پرسش است کـه‌ متغیرهای آن کاملا روشن و قابل‌ بررسی‌اند و پاسخ آن نیز کاملا یک مراحل‌ سیستماتیک را در پی دارد(کرلینجر، ۴۷۳۱،صص ۳۴-۲۴).البته‌ بیان‌ موضوع‌ تحقیق به شکل یک پرسش‌ آغازی وقتی مفید است که این پرسش نیز به طرز درستی تدوین و طرح شده باشد. این کـار هـرچند خیلی آسان نیست،اما با مطالعه تحقیقات و آثار متقدمان و مشاوره‌ اهل‌ فن شدنی‌ است.

۱٫یک موضوع خوب باید رابطهء بین‌ دو یا چند متغیر (Variable) را بیان‌ @محققان و دانشجویان همیشه نمی‌توانند انچه‌ را که می‌خواهند بررسی کنند،به آسانی و بـه روشـنی تدوین کنند. (کرلینجر،۴۷۳۱،ص ۳۴).به‌ عبارت‌ دیگر،یک‌ موضوع‌ خوب،یک بیان یا یک پرسشی است که می‌پرسد:بین دو یا چند متغیر چه رابطه‌ای وجود دارد؟پاسخ‌ این پرسش،همان چیزی است ‌‌که‌ تـحقیق‌ در جـستجوی آن است.در بیشتر موارد یک‌ موضوع دارای دو مـتغیر یـا بیش از‌ دو متغیر‌ است.در‌ مثالی که از هرلاک آورده‌ شد محقق درصدد بررسی رابطه بین دو متغیر«انواع مشوق‌ها،و«عملکرد دانش‌آموز»است.بنابراین در اکثر موارد پرسش‌های‌ آغازین تحقیق چنین مطرح‌ می‌شوند که آیا«الف»با«ب»رابطه دارد؟ رابطه«الف»و«ب»با مـتغیر«ج»چگونه‌ است؟و یـا تحت شرایط«ج»و«د»رابطه‌ «الف»با«ب»چگونه است؟و…البته‌ ناگفته نـماند‌ کـه همیشه پرسش‌های تحقیق‌ به‌ روشنی‌ دارای دو یا چند متغیر نیستند. خصوصا در حوزه ارتباطات نیز گاهی‌ مسائل به گونه‌ای مطرح می‌شوند که رابطه‌ بین دو یا چند متغیر دقیقا روشن نیست.

۲-موضوع باید به روشنی و بی‌ابهام‌ و به صورت‌ پرسـشی بـیان شود(بیکر، ۷۷۳۱،ص ۵۰۱؛کرلینجر،۴۷۳۱،ص‌ ۳۴).پرسش‌ها این حسن را دارند که‌ مسأله را به طور مستقیم مطرح می‌کنند و در صورتی که دارای اشکالاتی باشند، نواقص آنها خیلی زود آشکار می‌شود. ریمون کیوی و لوک وان کامپنهود‌ نیز‌ بر این امر تأکید می‌کنند که«پرسش آغازی‌ یک طرح تـحقیق بـاید کاملا روشـن و دقیق‌ طرح شده باشد(کیوی و کامپنهود، ۰۷۳۱،ص ۰۲).دانشجویان باید مفاهیم‌ به کار رفته در پرسش آغازی طرح خود را یک‌به‌یک تعریف کنند‌ و در صـورت لزوم‌ آنها را با استادان و مشاوران خود در میان‌ بگذارند.حتی قبل از این کار،می‌توان‌ پرسش آغازی و مـفاهیم تـعریف شـدهء آن را در حضور جمع کوچکی از اشخاص که در این‌ زمینه‌ آگاهی دارند،مطرح کرد و آنگاه‌ از آنها خواست هرآنچه که از پرسش‌ مذکور فـهمیده‌اند ‌ ‌بـیان کنند.پرسش وقتی‌ دقیق و روشن است که تفسیرها با مقاصد طراح پرسش همگرا و همسو باشد(کیوی‌ و کـامپنهود،۰۷۳۱،ص ۱۲).

ناگفته نـماند‌ کـه‌ یک پرسش دقیق و روشن یا‌ یک‌ پرسش‌ وسیع یا خیلی باز مغایرتی ندارد،بلکه تنها با پرسـش مبهم و چند پهلو و ناروشن مغایرت دارد.بنابراین‌ موضوعی خوب و دقیق است که بتوان‌ آن‌ را‌ از‌ یک پرسـش آغازی روشن و بی‌ابهام‌ استخراج کرد.

۳-سومین خـصوصیت‌ یـک‌ موضوع‌ و پرسش آغازی خوب عملی بودن آن‌ است(بیکر،۷۷۳۱،ص ۵۰۱؛کیوی و کامپنهود،۰۷۳۱؛ص ۲۲؛کرلینجر ۶۷۳۱،ص ۴۴).این خصوصیت در جای‌ خود به قدری اهمیت دارد که‌ گفته‌ می‌شود،عملی‌ بودن‌ یک پرسش آغازی، کلید عملی بودن طرح تحقیق است.طرح‌ یک پرسش آغازین‌ تحقیق بـاید به گونه‌ای‌ باشد که بتوان آن را با اتکاء به روش‌های‌ شناخته شده تحقیق انجام داد.محقق‌ وقتی به طرح‌ پرسش‌ آغازی‌ مبادرت‌ @یکی از مشکل‌ترین مراحل طرح تحقیق که به‌ویژه برای اخذ درجه‌ تحصیلی‌ به‌ کار می‌رود،انتخاب موضوع و مـسأله مـناسب است. می‌کند،باید نه تنها از صلاحیت‌ عملی‌اش،بلکه از میزان وقت،پول و امکاناتی که‌ برای‌ اجرای‌ طرح تحقیق نیاز دارد،مطمئن باشد.روشن است که‌ محققان دست‌تنهایی مانند دانشجویان که‌ می‌خواهند پایان‌نامه تحصیلی‌ بنویسند، با‌ امکانات‌ محدودشان نمی‌توانند از عهده‌ اجرای طرح تحقیقی کـه در تـوان امکانات‌ یک مرکز تحقیقاتی یا یک‌ محقق‌ برجسته‌ و‌ باتجربه است،برآیند.علاوه بر این باید توجه داشت که بسیاری از پرسش‌های‌ جالب و هم وجود دارند‌ که‌ به دلیل‌ آزمون‌پذیر نبودن،پرسش عملی خوب‌ محسوب نمی‌شوند.برخی سؤال‌های‌ کلان و خاص فـلسفی و امـثالهم،با وجود این‌ که‌ برای‌ افرادی که آنها را مورد توجه‌ قرار می‌دهند،جالب و مهم هستند،اما از نظر روشهای شناخته شده‌ تحقیق، خصوصا‌ روش‌های تجربی،آزمون‌پذیر نیستند و ازاین‌رو دانشجویان نباید سراغ‌ چنین پرسش‌هایی بروند.

۴-یکی دیگر از خصوصیت یک‌ پرسش‌ آغازی‌ صحیح‌ و مـوضوع تـحقیق‌ خوب،مناسب بـودن یا بجا بودن آن است‌ (بیکر،۷۷۳۱،ص ۵۰۱؛کـیوی و کـامپنهود،۰۷۳۱،ص ۲۲).چـون هدف از پرسش آغازی‌ خوب،قضاوت‌ کردن‌ درباره مسائل جامعه نیست،پس یک‌ پرسش خوب باید به گونه‌ای مطرح شود که شائبه‌ هرگونه‌ قضاوت‌های‌ ارزشی و صدور حـکم اخـلاقی را بـزداید.به عبارت‌ دیگر،محقق باید موضوع تحقیق خود را به گونه‌ای بـیان کـند‌ که‌ در‌ همان ابتدای‌ تحقیقش از اختلاط دیدگاه‌های عملی با دیدگاه‌های اخلاقی و ارزشی بپرهیزد. چون اولین‌ مرحله‌ هر تحقیق،مرحله‌ گسستن و فاصله گرفتن از پیشداوری‌ها و سوابق ذهـنی اسـت،محقق بـاید بکوشد تا موضوع مورد بررسی‌اش با‌ قضاوت‌های‌ اخلاقی‌ و ارزشداوری‌ها آغشته نگردد و جـانب‌داری را از طرح تحقیق خود دور سازد و صرفا‌ به بررسی علمی موضوع‌ خود تجوه داشته باشد.با‌ وجود‌ این، می‌توان‌ ارزشها و هنجارهای اخلاقی را بـه‌ عنوان مـوضوع‌ تـحقیق‌ انتخاب کرد،اما تحلیل آنها نباید با قضاوت اخلاقی محقق‌ آمیخته گردد.و بالعکس،تفکری اخـلاقی‌ درباره جـهت‌گیری‌ها و روش‌های‌ تحقیقات‌ اجتماعی نه‌تنها لازم،بلکه‌ ضروری است(کیوی و کامپنهود،صص‌ ۴۲-۳۲).چون‌ در پرسش‌ آغازی‌ محقق‌ در‌ صدد فهمیدن است و می‌خواهد موضوع تحقیق‌ برایش‌ بـه اصـطلاح‌ جا بـیافتد،بنابراین پرسش آغازی باید مناسب با این اصل مطرح شود.در این‌ مرحله‌ از‌ تحقیق،محقق باید بـه خـاطر داشته بـاشد که‌ نیّت اول محقق توصیف‌ پدیده‌ها‌ نیست،بلکه‌ فهمیدن آنهاست.در عین حال این مطلب‌ به‌ هیچ‌وجه منافی‌ این نـکته نـیست کـه موضوع تحقیق باید واقعا مورد علاقه محقق و دانسجو‌ باشد.

۵٫ملاک و معیار دیگری که در‌ ارتباط با‌ یک‌ موضوع تـحقیق خـوب‌ قابل‌ذکر است،محدود‌ بودن موضوع و مسأله‌ تحقیق‌ است(دواس،۶۷۳۱،ص‌ ۴۳).به‌ عبارت دقیق‌تر،طرح تحقیقی خوب و قابل‌اجرا است که از یـک مـوضوع تـحدید شده و پرسش‌های آغازی‌ دقیق‌ و روشن‌ برخوردار باشد .(Micheal.Q.Patton,1987,p.45) برای مثال‌ کافی‌ نیست که‌ گفته‌ شود «علاقه‌مند‌ به یـافتن پاسـخ‌هایی درباره‌ نابرابری‌ هستم».«چه پاسخی به چه‌ سؤالی؟در پی شناخت گستره و حدود نابرابری،توزیع آن،علل آن،پیامدها و آثار آن هستیم یـا‌ چـیز‌ دیـگر؟چه نوع‌ نابرابری مورد توجه است؟در چه‌ کشور؟ در‌ چه‌ دوره؟و…»تحدید‌ موضوع‌ و مسأله تحقیق،هرچند در‌ کتاب‌های‌ مختلف‌ روش تحقیق به طـور جـداگانه مورد تاکید و توجه قرار گرفته‌اند،اما حقیقت امر آن است که این خصوصیت،در‌ واقع،در صفات‌ چـهارگانه‌ مـورد اشـاره برای آغاز کار یک تحقیق،نهفته و پنهان‌ است.به‌ این‌ معنی‌ که‌ اگر‌ چهار خصوصیت اولیه مطرح‌ شده در ارتباط بـا مـوضوع تـحقیق و پرسش‌ آغازی خوب مدنظر محقق قرار گیرد، موضوع مورد بررسی نیز«تحدید»شده‌ است.همچنان که ریمون بـودون نـیز خاطر نشان کرده است،در کارگاه‌های تحقیقات‌ اجتماعی وقتی یک پدیده اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرد،محققان در گام اولیـ‌ که بـه شماهده یک پدیده می‌پردازند،در فکر تحدید مسأله مورد بررسی هستند تا از این طـریق بـتوانند مکانیسم‌ها‌ و فرآیندهای‌ بررسی یک پدیده را به طـور سیستماتیک طـی کـنند.(بودون،۰۷۳۱، صص ۵۱۲-۶۱۲).

اما به هر روی،به طور خلاصه می‌توان‌ گفت،بهترین شـیوه شـروع کار یک تحقیق‌ اجتماعی و ارتباطی این است که موضوع‌ تحقیق به صورت یک‌ پرسش‌ آغـازی‌ مطرح شـود.در پرسش آغازی،محقق‌ می‌کوشد آنچه را که مـی‌خواهد بـداند، روشن کند و بـهتر بـفهمد و بـه دقیق‌ترین‌ وجه ممکن آن را در طرح مسأله تحقیق‌ بیان‌ کند.

ازاین‌رو،موضوع تـحقیق و پرسـش‌ آغازین برای انجام‌ کار‌ باید خصوصیات و معیارهای زیر را داشته باشد:

-موضوع تحقیق باید تحدید شده‌ باشد.

-موضوع تـحقیق و پرسـش آغازی باید عملی و واقع‌بینانه باشد.

-موضوع تحقیق و پرسش آغـازی باید دقیق،کوتاه،روشن‌ و بدون ابهام باشد.

-موضوع تـحقیق‌ بـاید‌ مناسب،بجا و حقیق باشد و در صدد مـطالعه آنـچه وجود دارد،باشد.

-موضوع تحقیق و پرسش آغازی باید حداقل بیانگر رابطه بین دو متغیر باشد.

چند مثال

برای این که بحث را کاربردی‌تر کـرده‌ باشیم،مثال‌هایی در ارتـباط با‌ حوزه‌ تحقیق‌ ارتباطات مطرح مـی‌کنیم و بـا اسـتفاده از ملاک‌ها و معیارهایی کـه شـرح‌ آنها آمده است،به سنجش آنـها مـی‌پردازیم. این مثال‌ها عمدتا همان‌هایی هستند که در ابتدای مقاله،ذکر شده‌اند.هم‌چنان که در ابتدای مقاله توضحیح داده شد،موضوع‌ اصلی‌ ایـن‌ مـقاله دربارهء‌ انتخاب صحیح‌ موضوع تحقیق و پرسش آغـازی اسـت. بنابراین مثال‌هایی کـه در ادامـه مـطرح‌ خواهند شد ناظر بر مـوضوع مذکور‌ است. این مثال‌ها چون همگی در ارتباط با حوزه‌ تحقیق ارتباطات جمعی و تحلیل‌ محتوا مطرح‌ می‌شوند،ممکن است ذهـن‌ خواننده را بـه این سمت سوق دهد که آیـا در تـحلیل مـحتوا*نیز ایـن مـلاک‌ها صادق‌ است؟و اگر ‌‌جـواب‌ مـثبت است،کم و کیف آن چگونه است؟در پاسخ باید گفت، ملاک‌ها و معیارهای مطرح شده،در‌ همه‌ حوزه‌های‌ تحقیق،برای‌ انتخاب‌ موضوعات تحقیق و ساختن پرسـش‌های‌ آغازی مـی‌تواند صـادق باشد،هرچند ممکن است در بعضی از انواع تحقیقات‌ شکل و ماهیت رابـطه‌های مـتغیرها متفاوت باشد.

لطفا بـه مـثال‌ها تـوجه کنید:

۱-«تحلیل مـحتوای تیترهای‌ نشریات»

۲-«برجسته‌سازی در نیم‌صفحه‌ اول نشریات»

۳-«تحلیل محتوایی و گرافیکی‌ تیترهای نشریات»

۴-«بررسی مقایسه‌ای‌ تیترهای‌ اول و دوم و سوم نشریات سراسری»

این مثال‌ها همگی واقعی‌اند و بدون‌ هرگونه دخل و صترفی نقل‌قول شده‌اند. نگاه اجمالی به این مثال‌ها،این حکایت را روشن می‌سازد هک هیچ یک از آنها با مـوارد و‌ ملاکهای از پیش گفته مطابقت ندارند. اگر این موضوعات تحدید شده و با استفاده از پرسش‌های آغازی تحقیق‌ مطرح می‌شده‌اند،می‌توانستند خیلی به‌ واقعیت نزدیک باشند و جنبه عملی پیدا کنند.هیچ‌کدام از موضوعات مذکور به‌ شکل کنونی قابل‌ بررسی‌ نیستند.این‌ موضوعات بـسیار کـلی،مبهم،ناروشن و گسترده هستند که عمدتا جنبه عملی هم‌ ندارند.

مثال اول معلوم نیست که به تحلیل‌ محتوای چه چیزی می‌خواهد بپردازد. کدام تیتر و کدام نشریات؟هم تیترها و هم‌ نشریات بسیار کلی،مبهم و در‌ عین حال‌ غیر واقع‌بینانه‌اند و به این شکل قـابلیت‌ بررسی نـدارند.ضمن آنکه هیچ یک از مثال‌ها با استفاده از پرسش‌های آغازی و یا پرسش اصلی تحقیق تدوین نشده‌اند،از نظر موضوعی نیز مهم‌ترین اشکال این‌ است‌ که‌ تحدید نشده‌اند.اگر آن مـلاک‌ مورد اشـاره که تاکید داشت،موضوعات در درجه اول بـاید تـحدید شده و به طور دقیق‌ و کوتاه مطرح شوند را مدنظر قرار دهیم در می‌یابیم که نه تنها مثال‌ اول،بلکه‌ سایر مثال‌ها‌ نیز تحدید نشده و دقیق‌ نیستند.اگر بخواهیم‌ از‌ همین مـثال اول یـک موضوع‌ تحقیق صحیح و عملی بـسیازیم کـه در آن‌ تمام معیارهای یک موضوع تحقیق خوب‌ رعایت شده باشد آن را‌ می‌توان‌ به‌ شکل‌ زیر تغییر داد:«تحلیل محتوای تیترهای‌ روزنامه‌های کثیر الانتشار ورزشی‌ چاپ‌ تهران». اکنون‌ این مثال شکل عملی پیدا کرده‌ و مطابق اکثر ملاک‌ها و معیارهای مـورد اشاره هـم صحیح و درست است و هم‌ در عین‌ حال‌ جنبه عملی دارد.اما با وجود این هنوز هم می‌توان آن را‌ بیشتر تحدید و تدقیق کرد چرا که تیترها،کلی هستند و روشن نیست که منظور از تیترها،تیترهای‌ اول روزنامه‌های ورزشی در نـیم‌ صـفحه‌ اول‌ است‌ یـا شامل سایر تیترهای نیم‌ صفحه اول هم می‌شود؟هم‌چنین آیا تیترهای صفحات داخلی‌ روزنامه‌های‌ ورزشی‌ هم مشمول این موضوع هستند؟ بنابراین مووضع نـهایی که کاملا تحدید و تدقیق شده باشد می‌تواند به مورد‌ زیر تبدیل‌ شـود:«تحلیل‌ مـحتوای کـلیه‌ تیترهای نیم‌صفحه اول روزنامه‌های‌ کثیر الانتشار ورزشی چاپ تهران». ناگفته نماند که به‌ جای‌ روزنامه‌های‌ @یک‌ موضوع خوب باید رابطهء بین دو یـا ‌ ‌چـند متغیر را بیان کند.

@پرسش آغازی یک‌ طرح‌ تحقیق‌ باید کاملا روشن و دقیق طرح شده‌ باشد. ورزشی مـی‌توان،روزنامه‌های سـیاسی، هفته‌های ورزشـی،نشریات عامه‌پسند و …را قرار داد‌ و یا از نظر محتوایی موضوع‌ تحقیق را عوض کرد.اما،اشکالی در اصل‌ و صحت موضوع تحقیق‌ ایجاد‌ نمی‌شود. اما،مثال‌ دومـ،دقیقا ناظر بر یک پرسش‌ آغازی است.ازاین‌رو،به نظر نمی‌رسد بدون داشتن یک پرسش آغازی خوب‌ بتوان آنـ‌ را‌ به طور صحیح تـنظیم کـرد.حال‌ اگر پرسش آغازی در ارتباط با مثال دوم‌ چنین باشد:«هفته‌نامه‌های‌ ورزشی‌ چاپ‌ تهران‌ چه موضوعاتی را در صفحه اول‌ بجسته می‌سازند؟»آنگاه می‌توان مثال‌ دوم را با توجه به ملاک‌ها و معیارهای‌ مورد‌ بحث به شکل زیر تغییر داد: «برجسته‌سازی کلیه مطالب مندرج در صـفحه اول هتفه‌نامه‌های‌ ورزشی‌ چاپ‌ تهران».هم‌چنین،حتی‌ می‌توان مثال دوم‌ را به شکل زیر عنوان کرد:«شیوه‌های‌ برجسته‌سازی مطالب صفحه اول‌ هفته‌نامه‌های ورزشی چاپ تهران».این‌ مثال‌ها حاکی‌ از‌ آن‌ است که یک موضوع‌ را می‌توان در اشکال مختلف و در عین‌ حال صحیح‌ و درست نیز مـطرح کـرد.با این‌ کارها،ممکن است موضوعات با همدیگر تفاوت‌هایی پیدا کنند و دقیقا شبیه هم‌ نباشد،ولی خدشه‌ای‌ در‌ اصالت موضوع‌ تحقیق ایجاد نمی‌شود.بدیهی است که‌ طرح دقیق و صحیح موضوعات تحقیق‌ اهمیت دارد‌ و بنابراین آن موضوعی که از نظر دست‌اندرکاران مراکز‌ دانشگاهی‌ و یا تحقیقاتی پذیـرفته مـی‌شود،دانشجو و محقق در قبال آن‌ مسؤولیت‌ دارد.

در مورد مثال‌های بعدی هم می‌توان‌ همین روش را ادامه داد و در چند‌ مرحله‌ موضوع‌ را کاملا تحدید و تدقیق‌ کرد.باید توجه‌ داشت که‌ روند‌ اصلی‌ تحدید و تدقیق موضوعات تحقیق و پرسش‌های‌ آغازی،هرچند‌ ممکن‌ است به ظـاهر بـا یکدیگر متفاوت باشد،اما در ماهیت کار هیچ‌گونه تفاوتی با یکدیگر‌ ندارند.در تعیین‌ موضوع تحقیق یا پرسش‌های‌ آغازی،توجه اصلی بر‌ روی مفاهیم‌ اساسی است که‌ در‌ آنها به کار می‌رود. حقیقت امر‌ این‌ است که این مفاهیم‌ هستند که در موضوعات تـحقیق یـا پرسش‌های آغـازی تحدید و تدقیق‌ می‌شوند‌ و هر مخاطبی را بـه اصـالت‌ موضوع‌ تـحقیق‌ راهنمایی‌ می‌کنند.اگر مفاهیم صحیح و درست‌ به کار گرفته‌ شوند و گستره‌ آنها با صفات متعدد محدود گردد و روابط مفاهیم با یکدیگر @طرح پرسش آغازین تحقیق بـاید‌ بـه‌ گـونه‌ای باشد که بتوان آن را‌ با اتکا‌ به روش‌های‌ شناخته‌ شـده‌ تـحقیق انجام داد.

@بسیاری از‌ پرسش‌های جال و مهم وجود دارند که به دلیل‌ آزمون‌پذیر نبودن،پرسش عملی خوب محسوب نمی‌شوند. مشخص و روشن‌ باشد راحت‌تر می‌توان‌ موضوع تـحقیق را بـه‌ طـور‌ صحیح‌ و خوب‌ تدوین‌ کرد.

چند نمونه

در این‌ قسمت‌ چند موضوع و پرسش‌های آغازی صحیح کـه موضوعات‌ و پرسش‌های مورد مطالعه محققان بنام و شهیر بوده‌اند،به دلیل نکات‌ آموزنده‌ای‌ که‌ دارا‌ هستند می‌آیند.این مثال‌ها همگی در قالب‌های پرسـشی هـرچه‌ سـاده‌تر‌ و روشن‌تر‌ بیان‌ شده‌اند‌ و کمترین ابهامی‌ ندراند.

۱٫«آا نابرابری شانسها در تحصیل،در جامعه‌های صنعتی رو به کاهش اسـت؟» (کیوی و کـامپنهود،۰۷۳۱،ص ۸۱)این‌ پرسشی است که ریمون بودون در آغاز تحقیقی مطرح کرده است که نتایج آن با عنوان«نابرابری‌ شانسها:تحرک اجتماعی‌ در جوامع صـنعتی»منتشر شـده اسـت. موضوع این تحقیق«بازتاب نابرابری‌ شانسها در تحصیل بر تحرک اجتماعی» بوده است.

۲٫«آیا مبارزه دانشجویی(در فرانسه) از نوع اغـتشاشی اسـت کـه تنها بازتاب‌ بحران دانشگاه است یا حامل جنبشی‌ اجتماعی است‌ که‌ می‌تواند به نام مصالح‌ عمومی بـا سـلطه‌ای اجـتماعی مبارزه کند؟» (همان،ص ۹۱)این پرسش آغازی است‌ که آلن تورن،جامعه‌شناس شهیر فرانسوی‌ در اولین تحقیق خود در ارتباط بـا«مداخله‌ جامعه‌شناختی»و«مبارزه دانـشجویی» مطرح کرده است.

۳٫«برخلاف عده کثیری که‌ به‌ دیدن‌ موزه‌ها نمی‌روند،چه چیزی عده‌ای دیگر را به دیدن مـوزه‌ها مـی‌کشاند؟»(همان). این پرسـش آغازی تحقیقی است که‌ پیربوردیو و آلن داربل در آغاز تحقیق‌شان‌ درباره بازدیدکنندگان موزه‌های هنر اروپایی‌ مطرح‌ کرده‌اند.

۴٫«تاثیر انواع مختلف مـشوق‌ها بـر عملکرد‌ دانش‌آموز‌ چیست؟»(کرلینجر، ۴۷۳۱،ص ۲۴).این پرسشی است که‌ هرلاک برای موضوع تحقیق«بررسی رابطهء بین مشوق‌ها و عملکرد دانـش‌آموز» (پیشرفت تـحصیلی)مطرح کـرده است.

۵٫مثال پنجم،پرسش آغازی تحقیق‌ جونزوکوک است که درباره نگرش نسبت‌ به‌ سیاهپوستان‌ مطرح شده است.«آیا نگرش نسبت‌ به‌ سـیاهپوستان بـر قضاوت‌ در مورد اثربخشی خط مشی‌های‌ جایگزین نژادی-اجتماعی تاثیر می‌گذارد (همان،ص ۳۴).

در پایان توضیح یـک نـکته ضروری‌ است و آن اینکه مقاله حاضر بر این اصل‌ متمرکز شده بود که دانشجو یا محقق‌ تـازه‌ کار،موضوع‌ مـسأله‌ای برای بررسی در ذهن خودش دارد اما،از نـظر تـکنیکی قادر به طـرح درسـت و صـحیح مسأله و موضوع‌ مورد نظر خـود نیست.ازاین‌رو برای تنظیم‌ مسأله‌ای که در ذهن خودش دارد باید به‌ یک‌ سری‌ ملاک‌ها و معیارهایی توجه و آگاهی داشته بـاشد تـا بتواند،موضوع مورد نظر خود را به طور عـلمی و صـحیح مـطرح‌ سازد.بنابراین،مقاله حـاضر مـفروض‌ گرفته است که دانـشجویان و مـحققان از قبل می‌دانند که برای«موضوع‌یابی»و «مسأله‌شناسی»باید‌ به‌ کجا‌ و چه‌ چیزهایی مراجعه کنند.با وجود‌ این،برای‌ یادآوری‌ آنهایی‌ که کمتر در این‌باره آگـاهی‌ دارند در ذیـل بـه مواردی اشاره می‌شود. به طور خلاصه،دانشجویان برای مـوضوع‌ یابی می‌توانند:

۱٫به امـور جـاری زنـدگی شـخصی و اجـتماعی‌ خود‌ توجه‌ کنند.

۲٫مشکلات و علائق و تجربیات‌ زندگی اجتماعی و فرهنگی‌ خود‌ را مرور کنند.

۳٫مجلات و روزنامه‌ها را مطالعه‌ کنند.

۴٫گزارشات تحقیق،پایان‌نامه‌ها و اسناد مرتبط با حوزه فعالیت خود را بررسی و مطالعه کنند.

۵٫با استادان،صاحب‌نظران و کارشناسان‌ خبره‌ مشورت‌ کنند.

۶٫به سازمانها،مؤسسات و مراکز تحقیقاتی مراجعه کنند.

۷٫کارهای مرجع در زمینه حـوزه‌ فعالیت‌ خود را از نظر بگذرانند.

۸٫اگر در دانشکده‌ای که تحصیل‌ می‌کنند،بانک موضوعات و اطلاعات‌ وجود دارد به آن مراجعه نمایند

منابع و مآخذ

جان بست،روش‌های تحقیق در‌ علوم‌ تربیتی‌ و رفتاری،ترجمه دکتر حسن پاشا شریفی و دکتر نرگس‌ طالقانی،انتشارات رشد،۱۷۳۱

فرد.ان.کرلینجر،مبانی پژوهش در علوم رفتاری، ترجمه دکتر‌ حسن‌ پاشـا‌ شـریفی و دکتر جعفر نجفی زند، جلد اول،انتشارات آوای نور،۴۷۳۱

ریمون کیوی و لوک وان کامپنهود،روش‌ تحقیق‌ در علوم اجتماعی،ترجمه دکتر عبد الحسین نیک‌گهر، فرهنگ معاصر،۰۷۳۱

ریمون بودون،منطق اجتماعی،ترجمه عبد الحسین‌ نیک‌گهر،سازمان انتشارات جاویدان،۰۷۳۱

دی.ای.دواس،پیمایش در‌ تحقیقات‌ اجتماعی، ترجمه هوشنگ نـایبی،نشر نی،۶۷۳۱

ترز.ال.بیکر،نحوه انـجام تحقیقات علوم اجتماعی، ترجمه هوشنگ نـایبی،انتشارات روش،۷۷۳۱

Micheal Quinn Patton,How‌ to‌ Use Qualitative Methods in Evaluation,sage, 1987.

برای مـطالعه بیشتر رجوع شود‌ به:

-David‌ Silverman,Qualitative Research, (ed),sage,1997.

-Roger Sapsford,Suvey Research,sage, 1999.

-Kenneth D.Bailey,Merhods of Social‌ Research,Free Press,1994